0

مشاوره روانشناسی (Psychology)

مشاوره روانشناسی

بسیاری از افراد وجود دارند که در زندگی خود درگیر مسائل متعددی از جمله  مشکلات جنسی، عاطفی، تربیتی، افسردگی و سایر اختلالات درونی میباشند و برای حل آنها به مشاوره روانشناسی در حوزه‌های مربوطه نیاز دارند زیرا به تنهایی قادر به رفع آنها نمیباشند. شاید این مورد برای شما نیز پیش آید که به دلیل فراز و نشیب‌های بسیار زندگی در شرایط ناگوار جسمی و روحی قرار گیرید. در این مواقع باید به فرد متخصصی مراجعه نمایید که راهکار مناسب با مسائل شما را ارائه دهد. این فرد متخصص روانشناس یا مشاوره روانشناسی میباشد. به خاطر داشته باشید که روانشناس تاثیر بسزایی در سلامت جامعه داشته و نقش بسیار مهمی را در این زمینه ایفا می‌کند. 

مشاوره روانشناسی به چه معناست؟

یکی از زیرشاخه های روانشناسی، مشاوره روانشناسی میباشد که هدف آن رفع مشکلات روانی درونی افراد و بهبود ارتباط آنها با دیگران بوده و موجب میگردد تا کیفیت زندگیشان تا حد زیادی افزایش یابد. متخصصینی که کار مشاوره روانشناسی را انجام میدهند به صحبت های مراجعه‌کنندگان گوش داده و با تحلیل و بررسی شرایط ریشه مشکلات فرد را یافته و با ارائه توصیه های مناسب سعی در حل آنها دارد. مشاوره روانشناسی شامل زیر مجموعه های گوناگونی از جمله مشاوره خانواده، مشاوره فردی، مشاوره طلاق، مشاوره کودک، مشاوره نوجوان، مشاوره اختلالات شخصیتی، مشاوره تحصیلی، مشاوره شغلی، مشاوره جنسی، مشاوره اعتیاد، مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره خودکشی، انجام تست‌های هوش و شخصیت شناسی و … میباشد.


ویژگی‌های مهم یک مشاور یا روانشناس خوب کدام است؟

برجسته ترین ویژگی که یک مشاور یا روانشناس باید دارا باشد، شنوایی درست و هنر خوب گوش کردن است. به این صورت که پیش از هرگونه صحبت و توصیه ابتدا به صحبت های مراجعین خود گوش فرا دهد. ویژگی بعدی او مهارت در برقراری ارتباط با افراد است به طوری که مراجعه کننده بتواند به او اعتماد کرده و مشکلات و مسائل خود را مطرح سازد. کسی که در جایگاه روانشناس یا مشاور قرار میگیرد باید خود دارای سلامت روانی باشد که بتواند به دیگران کمک نماید. مشاوره باید همواره به خاطر داشته باشد که رازداری یکی از مهمترین ویژگی های اوست و برای رضایت مراجعین موظف است که سنجیده و معقول رفتار نماید. یک مشاور یا روانشناس خوب نباید درآمدزایی را به درمان افراد الویت دهد و همچنین در صحبت های خود نباید فرد را به جای توضیح نصیحت کند. و در آخر مشاور یا روانشناس خوب باید صبور، بردبار و شکیبا باشد و در برخورد با افراد رفتار تند و خشونت آمیز نداشته باشد.

 

وظایف یک مشاور روانشناسی چیست؟

در مشاوره روانشناسی سعی بر آن است که با افزایش توانایی‌ها و مهارت‌های مراجعین موجب خشنودی و آسودگی خاطر آنها گردد. مشاور با استفاده از متدهای مختلف روان‌درمانی به افراد کمک میکند تا مسائل و مشکلات روزمره شان را حل نمایند. جلسات روان‌درمانی هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی انجام میگیرد و در این جلسات مشاور از تکنیک‌های درمانی برای کار با کودکان، نوجوانان، زوجین، خانواده‌ها و بزرگ‌سالان در تمامی رده‌های سنی استفاده می‌کند. برخی افراد تصور میکنند که مراجعه به مشاور تنها مخصوص به زمانیست که مشکلات شدید روانی در فرد مطرح باشد اما اینگونه نیست و افرادی که بر اثر چالش‌ها و کمبودهای زندگی با مشکلات گوناگون روبرو میگردند باید نزد مشاور مراجعه نمایند.

مشاوران ساکوراد به عنوان متخصصین مشاوره در زمینه های مختلف کسب و کار  از جمله مشاوره فروش ، روانشناسی، سلامت و درمان و … آماده خدمت رسانی به شما کاربران گرامی می باشند. جهت دریافت مشاوره با ما تماس بگیرید.

مشاوره روانشناسی

با دریافت مشاوره از کارشناسان حرفه‌ای و موفق ساکوراد، موفقیت کسب و کار، رونق فروش و افزایش درآمد خود را تضمین کنید!

چه افرادی باید از مشاوره روانشناسی استفاده نمایند؟

نقش مشاوره روانشناسی در تمامی مراحل زندگی فرد از کودکی گرفته تا سالمندی، بسیار پررنگ و موثر بوده و میتواند بخش های گوناگونی از زندگی آنها را مورد بررسی قرار دهد. تمام افرادی که در زندگی شان از مشکلات فردی، زوجین، تحصیل، کودک، نوجوان و … رنج میبرند، میتوانند با مراجعه به مشاوره روانشناسی مسائل خود را حل نمایند.

 

دلیل برخی افراد از نرفتن به مرکز مشاوره چیست؟

متاسفانه این تصور غلط که هر فردی به مشاوره روانشناسی مراجعه کند دیوانه است، بین مردم بسیار رواج دارد. قطعا اگر افراد از مزایای استفاده از مشاوره روانشناسی آگاه بودند، اینگونه نمی اندیشیدند. شما در هر مرحله و موقعیتی از زندگی که باشید میتوانید با کمک مشاور سطح کیفی زندگی خود را ارتقا بخشید. اولویت اول مشاوران و روانشناسان بخشیدن آرامش به افراد و زندگی خانوادگی ایشان است زیرا اگر در هر خانه ای آرامش در جریان باشد، اعضای آن خانواده از سلامت روانی برخوردار بوده و دچار اختلالات شخصیتی نخواهند شد و سلامت روان افراد نیز بر سلامت روان جامعه تاثیر مستقیم دارد. مزیت دیگری که مراجعه به مشاور دارد، یادگیری درک متقابل افراد از همنوعان و دیگر افراد است. تمامی این موارد موجب پیشرفت فردی و در نهایت باعث افزایش سطح زندگی افراد یک جامعه میشود.

 

 

تفاوت های میان مشاوره روانشناسی و روان‌پزشکی چیست؟

شاید شما هم مانند بسیاری دیگر از افراد تفاوت میان مشاوره روانشناسی و روان‌پزشکی را ندانید. اگر از قابلیت یا خدمات هر کدام اطلاعات کافی نداشته باشید ممکن است در انتخاب دچار اشتباه گردید.

اولین موردی که باید بدانید این است که روان‌پزشکی از زیر شاخه‌های رشته‌ی پزشکی است و فردی که در این زمینه تخصص دارد در ابتدا در رشته پزشکی تحصیل نموده و پس از طی کردن دوره رزیدنتی، در رشته روان‌پزشکی ادامه تحصیل داده است. مشاوره روانشناسی یکی از مهارت های رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی و ارشد است.

اصلی ترین تفاوت میان روان‌پزشکی و مشاوره روانشناسی، رویکرد درمانی آن‌ها میباشد. در روان‌پزشکی درمان کاملا از طریق دارو بوده و حل مشکلات با ایجاد تغییرات شیمیایی در مغز افراد صورت میگیرد اما در مشاوره روانشناسی، درمان با استفاده از روش گفت‌وگو، صحبت و توصیه‌های عملی انجام میشود.

فردی باید به روان‌پزشک مراجعه کند که از بیماری‌های عمیق روانی رنج میبرد و حل آنها با مشاوره روانشناسی ممکن نیست. اکثر بیماری هایی که بر اثر اختلال در عملکرد مغز در افراد به وجود می آیند از طریق تاثیرگذاری شیمیایی بر عملکرد مغز و با مراجعه به روان‌پزشک حل میگردد.

اما اگر افراد به دلیل مسائل پیرامون زندگی خود دچار مشکل شده اند، میتوانند به مشاوره روانشناسی مراجعه نموده و از او کمک بخواهند تا با ارائه راهکارهای مناسب روان‌شناسانه مشکلات را حل نمایند.

دیدگاه کاربران
  • آیدا ۲۹ شهریور ۱۴۰۰

    سلام خسته نباشید من یه خانم ۲۰ ساله مجرد هستم
    این اواخر احساس میکنم شرایطِ سختی دارم،سخت می‌خوابم یا با قرص می‌خوابم،اکثرا خواب‌هام بی کیفیت و با کابوس همراهه،مدام دردای فیزیکی و عصبی دارم،اکثرا افکار خودکشی دارم…اما منزوی نیستم،خوش‌رو و خوش برخوردم،هیچکس جز خودم متوجه این رفتارت نمیشه،بی هدفم،در عرض چندثانیه انگیزه‌م پوچ و به زیر صفر میرسه،نوسانات روحی شدیدی دارم…نمیدونم باید چیکار کنم!فکر میکنم نیاز به کمکِ فوری دارم…

    • آواتار
      دکتر مرجان رابعی ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

      سلام آیدا….وقت بخیر
      با این شرح حالی که از خودت گفتی حتمن باید مراجعه حضوری داشته باشی به یک رواندرمانگر تا بتونه به خوبی کمکت کنه….اینکه آیا الان داروی خاصی مصرف میکنی یا نه ؟؟؟ و همینطور با مصاحبه بالینی بشه ریشه این افسردگی رو پیدا کرد تا روند درمان بهتر پیش بره….دردهای فیزیکی هم منشاش همین خلق پایین و افکار خودکشی هست که به اصطلاح میگیم دردهای سایکوسوماتیک…. تغییر در سبک زندگی فعلیت، مدیتیشن، ورزش و ارتباط های اجتماعی میتونه بهت کمک کنه تا حالت بهتر بشه ولی باید طبق اصول و گام به گام با یک روانشناس پیش بری تا بهبودی کامل …. پس توصیه میکنم حتمن به یک روانشناس مجرب مراجعه کنی عزیزم🌻🌱

      • آیدا ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

        اما من حتی نمیدونم مشکل دقیقم چیه نمیتونم ریشه یابی کنم،گاهی فکر میکنم افسرده شدم اما میگم شاید دارم تلقین میکنم با خودم،دارویی که مصرف میکنم خودسرانه‌س اما خب فشار بد خوابی خیلی زیاده روم…تنش و استرس‌های بیخودی و تپش قلب،از هیچ کاری مطمئن نیستم..پس شما میگید که من بصورت جدی نیاز به روانشناس دارم🙏🏻تشکر میکنم🌺

        • آواتار
          دکتر مرجان رابعی ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

          آیدای عزیزم خودت به تنهایی نمیتونی… حتمن باید یک متخصص کنارت باشه تا کمکت کنه و من اصلن مصرف خودسرانه دارو رو توصیه نمیکنم… باز هم میگم حتمن به یک روانشناس مراجعه کن تا زودتر بتونی به حال خوب برسی🌻🌱

    • آواتار
      مرضیه صداقت ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

      سلام وقتتون بخیر خانم آیدا همینکه قرص مصرف مى کنید براى خوابتون بدون تجویز متخصص و همچنین به نظرم طبق علائم و نشانه هایى که توضیح دادید و براى ریشه یابى مشکلتون حتماً از روانشناس کمک بگیرید

    • آواتار
      مرضیه صداقت ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

      خانم آیدا بهتره تو این مدت از ورزش غافل نشید یا پیاده روى در فضاى آزاد حتماً انجام بدید مى دونم احساس مى کنید بار سنگینى رو دوش شماست ولى گاهى ادم نیاز به کمک داره به یکى نیاز داره اون بار سنگین اون کوله بار سنگین و باهاش حمل کنه روانشناس همون ادمه که میتونه اون بار سنگین رو رو دوشت برداره

  • سولماز ۲۰ خرداد ۱۴۰۰

    سلام. خانمی ۳۴ساله هستم مهندس پزشکی. دو سال پیش از همسرم جداشدم و الان یکساله که همراه پسر ۹ ساله و دختر ۳ سالم به استرالیا مهاجرت کردم. از اینکه پسرم در این کشور وقتی به سن نوجوانی برسه و بخواد دوست دختر داشته باشه خیلی نگرانم و اصلا نمیخوام سمت دختری بره. میدونم این فکر یا احساس درست نیست. از طرفی از مواجه شدن با دوره نوجوانبی بچه هام و مسایل جنسی مرتبط با اونها خیلی وحشت دارم. واقعا نمیدونم چکار کنم با این طرز فکر؟
    لطفا کمکم کنید

    • دکترنرگس پورطالب ۲۲ خرداد ۱۴۰۰

      دوست عزیز سلام
      در دوره نوجوانی بالاخره تمایل به جنس مخالف خودش رو نشون میده و این طبیعی هست. مهم این است که شما با فرزندتون همدلی کنید و اطلاعات لازم در مورد چگونگی برخورد با این احساسات و حد و مرز ارتباط با جنس مخالف قبل از ازدواج را به فرزندتون ارائه کنید.
      موفق باشید.

    • آواتار
      مرضیه صداقت ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

      سلام و درود ؛ بهتره یکم از دید پسر نوجوان خود به مسائل نگاه کنید و با پسرتون همدلى کنید ولى حتما لازمه کنار این همدلى حد و مرزها و ارتباط درست و مهارت هاى زندگى که لازم هستند رو آموزش بدید که پسرتون در برابر ارتباطات خود آگاه عمل کنند و حتما از روانشناس کمک بگیرید

  • پارسا ۲۰ خرداد ۱۴۰۰

    با سلام و احترام
    پزشک عمومی ۳۱ ساله هستم که چهار سال است با همسرم که رزیدنت دندانپزشکی هستند، ازدواج کردم و طی این سالها رابطه خوبی باهم داریم. حدود یکسال که در یکی از مراکز سلامت مشغول فعالیت بودم، یکی از همکاران خانم که از بنده ۶ سال بزرگتر و مجرد است، بخاطر طرز فکر و رفتار خاصش نظرم را جلب کرد و از آن زمان با او در ارتباط هستم. دلم میخواهد این ارتباط ادامه داشته باشد. به جرات میتوانم بگویم دوستش دارم اما نه در حدی که به همسرم بی اعتنا باشم.
    من و این خانم دوست داریم رابطه ای صمیمی و عاطفی اما کنترل شده و با حفظ حریم خصوصی داشته باشیم اما آسیبی به زندگی هیچ کداممان وارد نشود. برای اینکه در موارد ضرور کمک حال هم باشیم.
    ممنون بابت راهنمایی های ارزنده شما

    • آواتار
      مرضیه صداقت ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

      با سلام.
      شرایط فعلی شما و بیان شرح حالی که دادید و
      در مورد مسله ای ک بیان کردید
      باید بگم ک این نوعی خیانت محسوب میشه و قطعا خودتون کاملا ب این امر واقفید.
      از طرفی با وجود دونستن این موضوع اما راغبید ب ادامه ارتباط، بدون تخریب رابطه ی اولی ک دارید.
      اما باید در نظر داشته باشید ک رفته رفته میل و اشتیاقتون برای برقراری رابطه بیشترخواهد شد چون نوعی وابستگی اینجا در حال شکل گیری
      و لزوما هر نوع خیانتی نمیتونه جنسی باشه، حتی خیانت عاطفی و احساسی، در نگاه خانم ها نابخشودنی تر از خیانت جنسی محسوب میشه.
      قطعا در این فرد ی سری مقوله های مثبتی رو کشف کردید ک اونو در همسرتون نمیبینید
      درسته
      و طبیعیه هر انسانی منحصر ب فرده
      کما اینکه میتونید امتحان کنید و رابطه ی سومی رو هم شروع کنید و حتی ی مولفه ی مثبت دیگه ای رو از اون شخص تشخیص بدید ک در دو نفر قبلی وجود نداره
      پس این طبیعت انسانه ک در برخی صفات خاصه.
      اما ایا بهتر نیست کمی ب خودپنداره خودتون هم رسیدگی کنید؟
      ایا خودتون ک ب دنبال بهترین سطح و ایده ال ترین نوع رابطه هستید ایا واقعا دیدگاه و تز زندگیتون مورد تایید هست؟
      بهتر نیست اون مولفه های موثری ک تازه کشف شده در درونتون ک اگر در همسرتون باشه زندگی و رابطتتون بهتر میشه، ب همسرتون با کمک یک تراپیست ک ب صورت غیر مستقیم بیان میشه، مطرح کنید؟
      ب عنوان فردی که در طول روز با این دست مشکلان بسیار سروکار دارم باید عرض کنم ادامه این روند رفته رفته نوعی اضطرابی در درونتون شکل میده ک رضایت از زندگیتون رو کاهش میده
      پس ب فکر راه اصولی باشید
      تا درمان اورژانسى

  • مرتضی مجیدی ۲۰ خرداد ۱۴۰۰

    سلام به همه
    من ۲۰سالمه و حدود سه ساله ساله با دختری در ارتباطم و همو دوست داریم اما چن وقتیه با هم سرد شدیم و احساس میکنم ممکنه بخاطر بیان احساساتم بهش باشه یعنی شاید نمیتونم احساساتمو درست بهش بگم و باهاش حرف بزنم. به نظرتون چیکار کنم برای رابطمون مشکلی پیش نیاد؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.

    • آواتار
      مرضیه صداقت ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

      سلام و درود : یکى از مهارت هاى زندگى که در ارتباطات خیلى مهمه مهارت ارتباط موثر هستش که کمک میکنه خواسته ها و احساسات خود را بدون ترس از ترک شدن و ناراحت شدن به طرف مقابلتون بگید

  • مبینا ۲۰ خرداد ۱۴۰۰

    سلام به مشاورای خوب ساکوراد
    من ی دختر ۱۶ سالم که ۵ سال پیش ی حسی به پسر عموم که حدود دو سال ازم بزرگتره داشتم. وثتی بهش گفتم دیدم اونم دوسم داره. به هم پیام میدادیم که خانواده هامون فهمیدن مانع شدن ولی مخفیانه بازم پیام میدادیم. پارسال پسر عموم امد به مامانم گفت که قصدش ازدواجه. مامانم اولش مخالفت کرد اما بعد راضی شد و از اون روز ما همدیگرو میدیدیم و پیام میدادیم و زنگ میزدیم تا اینکه بابام فهمید و گفت با این ازدواج مخالفه. عمو و زن عموم هم مخالفت کردن اما پسرعموم بهم گفت هرطور شده راضیشون میکنه.
    حدود سه ماه پیش سر اینکه من به پسر عمم پیام دادم، دعوامون شد و برای اولین بار منو زد. بعدش کلی ازم معذرت خواهی کرد چون عاشق همیم. هفته قبل عموم اومد گفت فراموشش کنم چون مخالف این ازدواجه و نمیزاره که باهم ازدواج کنیم ولی من واقعا عاشق و وابستش هستم و اصلا نمیتونم فراموش کنم.
    اینم بگم که تازگیا رفتارش باهام عوض شده. بداخلاق شده. بهم توهین میکنه. چند بار خواستم خودکشی کنم اما منصرف شدم.
    لطفا بهم بگید چکار کنم؟

    • دکترنرگس پورطالب ۲۲ خرداد ۱۴۰۰

      سلام
      شاید احساس می کنید با از دست دادنش دیگه زندگی شادی نخواهید داشت و غمگین هستید. اما توجه کنید که معمولا چنین احساساتی در سنین پایین صرفا هیجان هست و عشق واقعی نیست و ۱۶ سالگی سن مناسبی برای ازدواج نیست، پیامدهای ازدواج فامیلی را هم که می دانید. با توجه به توضیحاتتون بهتره این رابطه را تمام کنید، هر چند سخت خواهد بود ولی سعی کنید به ویژگیهای منفی، پرخاشگری و… که در پسرعموتون وجود داره فکر کنید، تمام یادگاریها و پیامها و… را هم دور بریزید. اگر همچنان فکر خودکشی دارید حتما با یک متخصص مشورت کنید.
      موفق باشید.

    • آواتار
      مرضیه صداقت ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

      سلام و درود ؛ موردى که بیشتر از همه جاى بحث داره سن کم شماست و اینجا یک سؤال مطرح میشه براى داشتن یک رابطه سالم : فرد باید وابسته باشه یا دلبسته ؟! که بیشتر اینجا وابستگى پررنگ تره که باید با کمک روانشناس حلش کنید و همچنین خشونت فیزیکى یکى از خط قرمزهاست از خودتون بپرسید واکنش من در مقابل کسى که این خط قرمز و رد کرده چیه !!!!

ارسال دیدگاه
پشتیبانی