0

انکوباتور یا مرکز رشد استارتاپ چیست؟

اصطلاح انکوباتور از فضای زیست شناسی و پزشکی وارد ادبیات کارآفرینی و استارت آپ‌ها و شرکت‌های نوپا شده است. جانورشناسان و دامپزشکان، برای اینکه بتوانند فضای رشد برای تخم حیوانات یا نوزاد آنها را در لابراتوارها ایجاد کنند از دستگاه انکوباتور استفاده می‌کنند.

این دستگاه، تقریباً فضایی شبیه فضای طبیعی را (از لحاظ نور، رطوبت و دما) ایجاد می‌کند تا فرایند رشد بدون مشکل ادامه پیدا کند. نوزاد انسان هم در صورتی که بسیار زودتر از زمان مناسب به دنیا بیاید یا به هر علت بدنش هنوز آمادگی مواجهه با محیط فیزیکی را نداشته باشد، برای مدتی در یک وسیله‌ی مراقبت کننده و تسهیل کننده رشد نگهداری می‌شود که به آن هم انکوباتور می‌گویند.

مرکز رشد یا انکوباتور (Incubator) یک سازمان تاسیس شده برای حمایت از توسعه و رشد استارتاپ ها با دوره دسترسی متوسط (۱ تا ۳ سال) به تسهیلات (فضاهای دفتری و آزمایشگاهی)، منابع و برنامه‌های توسعه‌ای، که به طور بالقوه شامل مربیگری می‌باشند. مراکز رشد از این لحاظ با شتاب دهنده ها فرق دارند که معمولا بر روی تسریع رشد در یک بازه تعریف شده‌ی کوتاه‌تر تمرکز دارند، در حالیکه شتاب دهنده ها بر روی توسعه‌ی شرکت و محصولات آن در بازه‌ی طولانی مدت تمرکز دارند.

انکوباتور استارتاپ یک برنامه مشترک برای کمک به راه اندازی های جدید است. انکوباتورها به کارآفرینان کمک می کنند تا با تهیه فضای کاری، تأمین بودجه در مرحله بذر، مشاوره و آموزش، برخی از مشکلات راجع به اجرای یک استارتاپ را حل کنند. تنها هدف انکوباتور استارتاپ کمک به کارآفرینان برای رشد و توسعه مشاغل خود است.

انکوباتورهای استارتاپی معمولاً سازمانهای غیرانتفاعی هستند که اغلب توسط اشخاص دولتی و خصوصی اداره شده و اکثرا با دانشگاهها در ارتباط هستند. بطور مثال، برخی از مدارس تجاری (مانند کلمبیا یا مک کومب) به دانشجویان و فارغ التحصیلان خود اجازه می دهند که در این برنامه‌ها شرکت کنند.

در حالی که بیشتر تأکید رسانه ها بر روی استارتاپ های حوزه ی فناوری متمرکز است، انکوباتورها تنها به یک صنعت محدود نمی شوند. در واقع، تمرکز انکوباتورها براساس منطقه متفاوت است.

انکوباتورهای همه منظوره نیز وجود دارند که صرف نظر از نوع صنعت، شامل انواع استارتاپ ها می شوند. در حالی که بسیاری از افراد، انکوباتورهای تجاری را با رونق فناوری مرتبط می دانند.

 

خدمات و وظایف مراکز رشد کدامند؟

در آئین نامه واساسنامه مراکز رشد، ارائه خدمات زیر در نظر گرفته شده است:

  • تامین محل کار (به صورت اجاره)
  • خدمات آزمایشگاهی، کارگاهی و اطلاع رسانی
  • خدمات مدیریتی، حقوقی، مالی، اعتباری، پروژه یابی و بازاریابی
  • آموزش های تخصصی ویژه و مشاوره

وظایفی که برای یک مرکز رشد تعریف شده است:

  • حمایت مالی از واحدهای مستقر در مرکز رشد
  • تلاش برای فراهم آوردن حمایت های قانونی جهت تسریع رشد واحدهای مستقر در مرکز رشد
  • ارائه خدمات و مشاوره های مورد نیاز واحدها در راستای تبدیل ایده های نو به محصولات قابل تجاری شده و تجاری سازی آنها
  • نظارت بر روند رشد واحدها و تحلیل مستمر دستاوردها با هدف افزایش کارایی مرکز رشد
  • نظارت بر فعالیت های واحدهای فناوری در تحقق ایده محوری آنها
  • ایجاد بخش رشد مقدماتی در صورت نیاز

مرکز رشد، موفقیت یا شکست؟

اگر چه مراکز رشد در ایران در سال های ابتدایی عمر خود هستند اما تحقیقات در کشورهای دیگر نشان داده است که این مراکز اغلب موفق نبوده اند. در این کشورها آمار نشان می دهد که چیزی در حدود ۹۰ درصد مراکز رشد شکست می خورند. شکست به این معنی که سرمایه ای که به استارتاپ‌ها می دهند باز نمی گردد.

پیش بینی ها حاکی از آن است که این میزان شکست درایران هم رخ خواهد داد. چراکه خود این مراکز هم نوپا (استارتاپ) هستند و نسبت موفقیت استارتاپ ها (یکدهم) اینجا هم می تواند حکم کند. واضح است که تنها تعداد کمی از استارتاپ ها در هر زمینه ای به اوج خواهند رسید. بقیه بیشتر از آنکه بتوانند درآمدزایی کنند، سرمایه جذب می کنند و در نهایت یا منحل می شوند یا تغییر ماهیت می دهند.

از جمله دلایلی که می توانم برای پیش بینی شکست مراکز رشد بیان کنم:

  • تعداد بالای شرکت های پذیرش شده در برابر تعداد کم مربیان و مشاوران خبره
  • عدم ارائه راه حل های مناسب برای جذب سرمایه پس از پایان دوره زمانی حضور استارتاپ در مرکز
  • وابستگی و مدیریت آن ها توسط بخش دولتی و به ارث بردن بروکراسی مایوس کننده اداری
  • نبود رقابت
  • وابستگی به بودجه دولتی، عدم وجود منابع لازم برای توسعه کسب و کارها به اندازه کافی

با این حال ایران امروزه پیش از هر زمانی به ایده ها و راه حل های جدید نیاز دارد و نمی توان انتظار داشت که دولت تمام ایده های مورد نیاز فردا را پرورش دهد.

اما، راه حل چیست؟

با دقت در اکوسیستم های موفق کارآفرینی در اقتصادهای بزرگ و در حال رشد جهان، به پدیده ای به نام «شتابدهنده استارتاپ» می رسیم. راه حل، ورود بخش خصوصی با مدل موردپسند و موفقتر «شتابدهنده» به میدان کارآفرینی است.

تجربه کشورهای پیشرو در کارآفرینی نشان می دهد که شتابدهنده ها تاثیر مثبتی بر روی بنیانگذاران کسب و کارها داشته اند، به آنان کمک کرده است تا سریعتر یادبگیرند، شبکه های قدرتمند بسازند و در نتیجه کارآفرینان بهتری شوند.

اقتصاد هر شهر کوچک و بزرگی از وجود چنین پدیده ای تاثیر مثبت خواهد گرفت. مشاغل جدید ایجاد خواهد شد و اکوسیستم کارآفرینی گام بزرگی به سوی تکامل خواهد برداشت. در کشورهای پیشرفته اغلب شرکت های بزرگ و موفق در درون خود یا با همکاری دیگر شرکت ها مراکز شتابدهنده کسب و کار ایجاد کرده اند. برای نمونه می توان به مایکروسافت، نایک، گوگل، توییتر، و … اشاره کرد.

با بررسی ۱۳۴ شتابدهنده در ۳۴ کشور تاثیر اقتصادی آنها تامین بیش از ۱٫۶ بیلیون دلار سرمایه، ایجاد بیش از ۴۸۰۰ شغل و ارائه سرمایه به ۲۰۰۰ استارتاپ محاسبه شده است.

شتاب دهنده بهتر است یا مرکز رشد؟

میتوان نقاط مثبت و منفی هر دو را یکی دانست و تفاوت خاصی بین آنها قائل نشد، بهتر است پیش از شروع کار، با منتورها یا مربیان آنها صحبت کنید و مشاوره اولیه را اخذ کنید تا دچار اشتباه و سوخت انرژی خود نشوید.

  • هر دو سرمایه موردنیاز برای کار را فراهم می کنند، که این می تواند بعد از نظارت منتورها و یا پیش از آن باشد.
  • هر دو نیز فضای کاری را در اختیارتان قرا می دهند پس مشکلی با محیط کار نخواهید داشت.
  • یک شتاب دهنده در زمان بسیار کمتری نسبت به مرکز رشد می تواند ایده ها را تجاری سازی نماید.

  • اغلب مراکز رشد، دولتی یا وابسته به NGO ها هستند در حالیکه شتاب دهنده ها عمدتا خصوصی هستند. اما نباید دولتی بودن مرکز رشد را نشان بهتر و مفیدتر بودن ان دانست.

  • شتاب دهنده ها بیشتر از مراکز رشد ساختارپذیر هستند.

  • غالبا شتابدهنده های بزرگ بر روی تمام ایده ها سرمایه گذاری می کنند.

در مجموع برخی از شتابدهنده ها و مراکز رشد می توانند با برگزاری رویداد های استارتاپی، به شما کمک کنند و یا می توانند در وصل کردن شما به هم‌تیمی، سرمایه گذار و … موثر باشند.

معایب بودن در کنار مرکز رشد یا شتابدهنده چیست؟

در کنار مزایای این دو می توان به یک عیب یا سختی اشاره کرد. زمانی که شما به تنهایی با تیم خود کار میکنید، مستقل هستید و خود تصمیم میگیرید اما در مرکز رشد و یا شتاب دهنده، ممکن است نظرات و راهنمایی های منتورها یا مربیان گاهی برای شما آزار دهنده باشد و تصمیم های شما را تغییر دهد. در نتیجه همکاری با مربیان یک اصل مهم است که شما پیش از عضویت در آنها باید به آن پایبند شوید و پایبند بمانید. همچنین برنامه های شما به نظر مربیان بستگی دارد. چراکه ممکن است شما عجله داشته باشید و آن منتور موردنظر مشغول راهنمایی یک استارتاپ دیگر باشد. پس باید صبور نیز باشید.

تفاوت های اساسی شتابدهنده ها با مراکز رشد عبارتند از:

  • عدم محدودیت در پذیرش زمینه های ایده ها و استارتاپ ها اما وجود رقابت شدید. برای مثال میزان پذیرش دو شتابدهنده مشهور Y Combinator (وای کامبینَیتر) و TechStars (تِک استارز) کمتر از ۳ درصد داوطلبان است.
  • ارائه سرمایه مرحله کاشت ایده ( Seed Money) در ازای بخشی از سهام. معمولا در آمریکا سرمایه ای از ۲۰٫۰۰۰ تا ۵۰٫۰۰۰ دلار.
  • تمرکز بر تیم های کوچک تا افراد. از نگاه شتابدهنده ها، یک فرد به تنهایی نمی تواند از عهده همه کارهای مرتبط با یک استارتاپ بر بیاید.
  • هر استارتاپی که پذیرش می شود باید در بازه ی زمانی مشخصی مثلا ۶ ماه به نتیجه مشخصی برسد و دوره ها را طی کند و اصطلاحا فارغ‌التحصیل شود.
  • در این مدت برنامه های آموزشی و مشاوره های قوی و فشرده ارائه می شود. در آخر این فرصت مهیا می شود که استارتاپ ها در زمان مشخصی کار خود را به سرمایه گذاران احتمالی ارائه نمایند.
  • آموزش ها و پشتیبانی های انجام شده از استارتاپ ها به صورت گروهی است. منابع مشترکی مانند فضا، اینترنت رایگان، آموزش، مشاوره و … میان گروهی از استارتاپ ها به اشتراک گذاشته می شود.
  • برخلاف مراکز رشد، مدل درآمدزایی شتابدهنده ها بر اساس ایجاد بازگشت دانش و تخصص و یا سرمایه است نه اجاره مکان و هزینه خدمات و امکانات.

تصمیم گیری برای انتخاب

تصمیم گیری درباره انتخاب شتاب دهنده یا مرکز رشد کار سختی است و این بستگی به تحقیقات شما در وبسایت های آنها و همچنین مشاوره‌هایی که از آنها گرفته اید دارد. به این نکته نیز توجه کنید که ممکن است عدم استفاده از هیچ یک از آنها، برای شما مفید نباشد.

ارسال دیدگاه
پشتیبانی